"

احوال ما در این روزها

احساس من, سرگذشت صبا ۱۰ نظرات »

بعد از تلاش و حمایت دوستان عزیز و خروج ما از ایران(ببخشید که بنا به شرایط نامشان عنوان نمیشود) صبا در یکی از بهترین بیمارستانها بستری گردید خونریزی پگ شکم کنترل شد …عفونت را ریشه کن کردن و تراک صبا را بعد چند سال از گلویش خارج نمودن و امید زندگیمان الان ۵ ماه هست خودش نفس میکشد و در کمال تعجب در اینجا متوجه شدن تکه فلز که همان ونتیل شانت مغزی بود در سر صبا جا مانده (احتمالا پزشک جراح مغز واعصاب در شیراز  در حین عمل گرسنه اش شده و عجله داشته آن را خارج ننموده یا اینکه دوست داشته باز ما را ببیند آن راجا گذاشته بوده برا سری بعد تا به این بهانه دیدار با ما تازه کند) سریعا صبا را عمل کردن و آن را خارج نمودن و حتی تیم پزشکی در اینجا میگفت این تکه فلز متاسفانه منبع عفونت بوده و هیچگونه چسبندگی به بافت یا استخوان سر صبا نداشته است و همین سوال بزرگیست برایمان که آن جراح مغز و اعصاب  در ایران چرا از سر صبا خارجش  ننموده است و از این کار چه قصد و نیتی داشته….باز هم خدا را شکر درسته این فلز بودنش در سر صبا باعث زجرش میشد ولی خود گواهی بود برحرفها و پرونده قصور در مورد صبا و ظلمها و اجحافاتی که به صبا در روند درمان در شیراز میشد بواسطه تیم درمان مغرض در حال حاظر پیگیر هستیم برای ادامه درمان و رفتن صبا به مدرسه مخصوص افراد با این شرایط جسمی

IMG_20150421_142402 IMG_20150208_132043 IMG_20150308_153343

آنچه از سال ۱۳۹۲ تا خرداد ۱۳۹۳ بر ما گذشت

احساس من, سرگذشت صبا ۲ نظرات »

درود به همه عزیزان

مدت زمان زیادی نتوانستم سایت را بروز کنم که از همگی عذر میخوام

همانگونه که یادتان هست در نیمه دوم سال ۱۳۹۲ بعد از التماسهای فراوان به پزشکی که شانت را گذاشته بود و یک سال میشد شانت از سر صبا بیرون بود و حتی عفونت به قلب هم زده بود (ازسال۱۳۹۱ شانت کاملا از سر بیرون و قابل رویت بود) وی صبا را در یک بیمارستان خصوصی عمل کرد و شانت را دی سی نمود البته قبل از ان میگفت فقط باید به همان بیمارستان دولتی بیایید و رزیدنت این کار را انجام بدهد و با توجه به اینکه اینهمه ضربه از ان بیمارستان به ما وارد شده بود و حتی پرونده شکایت ما را به مسایل سیاسی سوق دادن و با تهدید مجبور به سکوتمان نمودن انجام این عمل و رفتن به انجا عقلانی نبود (قابل توجه اقای وزیر بهداشت که میگویید وزارتخانه من تنها جایی است که سیاسی نیست اگر مایل بودن میتوانند تماس بگیرند تا من مدارک مستند از اقدامات و زور آزمایی زیردستانشان را در اختیار ایشان و مردم قرار دهم) راضی به انجام عمل در بیمارستان خصوصی ان اقای جراح شدیم البته به این شرط که مسولیتی شامل حالش نیست و وی شانت را در اورد و به ما گفت که ان را کاملا خارج نموده ام و بعد یک روز با دریافت کامل هزینه مرخص شد صبا ولی بعد چنند روز متوجه شدیم صبا بدنش عفونت شدید دارد و خیلی حالش بد بود که من به مطب وی رفتم و حتی التماس و گریه نمودم که به داد صبا برس ولی بمن با فریاد گفت از دستتان عاجز هستم و تو انسان پررویی هستی و رفتی شکایت کردی و باید تقاص بدهی من را از مطب بیرون کرد و گفت دیگر اینجا نیا وقتی گریان از مطب بیرون امدم باز نا امید نشدم به مطب پزشکی عفونی که میشناختم و به ما خیلی لطف داشت رفتم و جریان را گفتم ایشان انتی بیوتیکهای قوی تجویز نمود و با هماهنگی پزشکی دیگر که ممنون هر دو هستم در اتاق عمل یکی از بیمارستانهای خصوصی برای صبا تریپل لومن کار گذاشتن و ما صبا را خانه اوردیم و دیگه ۴۰ روز در خانه از طریق این وسیله که در گردنش بود خودمان داروها را تزریق نمودیم (فیلمها و شهود همه موجود هست)بعد این مدت صبا چشمانش را باز کرد و واقعا از این همه ظلم و ستم و بی مهری که به ما میشد به ستوه امده بودیم فقط جرم ما این بود که حقایق که در بیمارستان دیده بودیم و مدارک ان نیز موجود است  و چند پزشک خارج از سیستم دولتی قصور واضح را تایید نموده بودن را عنوان کردیم و از ان بیمارستان دولتی شکایت نمودیم با این کار من دنیا به اخر رسید…نظام پزشکی جریحه دارشد…یقه ها دریده شد….ابروی بیمارستان  پایمال شد…نظام در خطر افتاد و ……. بگذریم………… اینها تمام اتهاماتی هست که بر علیه ما عنوان شده (مدرک کتبی ممهور به مهر دادگاه موجود است قابل توجه وزیر محترم)البته بگم در کنار این اقایان یقه دریده غمخوار بیمارستان ..بودن پزشکان و پرستاران با وجدانی که بعد از بررسی مدارک صبا و روشن شدن حقانیت ما کمکمان مینمودن و چقدر مردم شریف و عزیز که ما را مورد حمایت مادی و معنوی قرار دادن که ممنون همگی هستیم

بعد از اینکه حال صبا بهتر شد و متوجه هم شدیم پرونده دادگاه را بدون توجه به دلایل و مدارک و شهود ما بدون اطلاع دادن حتی به وکیل صبا بایگانی نموده اند و حتی از چند جا تماس گرفتند و بمن فحاشی نمودن که چرا نامه سرگشاده به رییس جمهور نوشته ای وقاحت به حدی رسیده بود که وکیل بیمارستان در حضور ما و وکیلمان بازپرس را خطاب قرار میداد که مگر قرار نبود این پرونده را بایگانی کنی و رو به ما میکرد و میگفت به حساب شما هم به وقتش بابت این شکایت رسیده میشه تا بفهمید که شکایت چه مرکزی را نباید میکردید و درس عبرت برای دیگران شود………..در یکی از ادارات دولتی  که مسول مستقیم در رابطه با پرونده ما بود علنا بما میگفتن چون از شکایتتان دست بر نمیدارید کاری میکنیم که همین پزشکهایی که حاظر هستن صبا را ویزیت کنن از این کار سر باز بزنند و واقعا کار شکنیهای فراوانی در روند زنده ماندن صبا میکردند و از هیچ کاری کوتاهی نکردن و بازخواست خدا بود که به اختصار بگویم افرادی خداشناس و با وجدان بعد از بررسی کامل مورد ما و صحت و سقم موضوع برایشان و در مواردی هم شاهد ظلمهایی که بر صبا میشد بودن خانواده ما را برای اینکه این چند مدت باقی مانده عمر را در ارامش و به دور از تهدید و حاشیه باشیم از ایران خارج کردن و به قول اقایان به بلاد کفر تحویل دادن تا لااقل در اینجا فقط درد و غصه مان دختری دارای زندگی نباتی و پدری با یک کلیه باشد و درد مضاعفی و تهدید و ارعابی از جانب بعضیها بهمان نشود به وقتش این تشت که پر از مدارک مستند هست را از بام به زیر میندازم تا صدایش به گوش همگان برسد واقای وزیر این وزارتخانه یقه خود رابرای یک سریال ندرد بلکه به وضع موجودبرسد…………….. عکسهای پیوست بیرون بودن شانت از سر..وجود عفونت و به اغما رفتن صبا…تزریق دارو از گردن طی ۴۰ روز در منزل توسط خودمان

12938556560661..2013-12-10 23.11.512013-11-17 22.25.16aa

۱/۹/۱۳۹۲وضعیت فعلی صبا

احساس من, سرگذشت صبا, وضعیت صبا, پیگیریهای انجام شده ۴۷ نظرات »

سلام

مدتی است که به دلیل مشکلات عدیده ای که برای صبا پیش آمده نتوانستیم سایت را به روز کنیم

اگر یادتان باشد پارسال دقیقا درهمین ایام یک شب قبل از تاسوعا به مطب پزشک جراحی که صبا را در سال ۱۳۸۶ عمل نموده بود رفتیم و جریان بیرون آمدن شانت سر صبا را گفتیم و از وی درخواست کمک برای درمان وی نمودیم که در جواب به ما گفتند به همان بیمارستان مراجعه کنید تا رزیدنتها عمل را انجام دهند و من خودم دست به این کودک نمیزنم و این بیمار بخش دولتی میباشد وما هر چه خواهش کردیم که در بیمارستان خصوصی این کار را خودشان انجام دهند وکلیه هزینه هارا متقبل میشویم قبول نکردند و ما هم صبا را به خانه آوردیم وبه پزشکان زیادی در شیراز و تهران جهت درمان مراجعه نمودیم که همه میگفتند همان دکتر جراح باید این کار را انجام دهد و روز به روز زخم سر صبا بدتر میشد و حتی در چند نوبت زخم سر عفونت شدید گرفت که با کمک پزشک عفونی دکتر سلامیان این مشکل تا حدودی کنترل شد ولی گسترش و بزرگ شدن زخم سر همچنان ادامه داشت و کسی نیز اقدامی برایمان انجام نمیداد وتوانستیم با کمک برادر بزرگواردکتر براتی و به پیشنهادشان هفته ای دو بار روی زخم را با چسب ۳۵۴۵ پانسمان نمائیم و حتی باورتان نمیشود که در این مدت برای درمان این زخم به خیلی جاها که حتی خاطرات خوشی از رفتارشان نداشتیم رفتیم که از آنها هم جواب شنیدیم کاری نمیتوانیم بکنیم و تنها راه چاره را دربیرون آوردن شانت صبا در همان بیمارستان و به دست رزیدنتها میدانستند و به خیلیها که مشورت کردیم همه مخالف این کار درآن بیما رستان بودند در این مدت یکسال چند بار صبا را تهران نزد دکتر جواد زاده بردیم که نوار مغز گرفته میشد ودکتر کاملا از وضعیت او و پیشرفتهایش راضی بود وحتی بواسطه برخی دوستان کلیه مدارک صبا نزد پرفسور سمیعی ودکتر علی رضائی ارسال شد که پس از بررسی اعلام کردند سلولهای مغز از بین نرفته اند فقط دچار تنبلی شدید شده اند که این هم قابل درمان است  که شامل یک پروسه زمانی طولانی و هزینه قابل توجهی میباشد……… روزهای زندگی ما و صبا با پیگیری درمان او ویک روز در میان کاردرمانی و هفته ای دو بار پانسمان زخم سر ادامه داشت تا به شهریور ماه رسیدیم که حال صبا اصلا خوب نبود حالتی شبیه تشنج به او دست میداد ضربان قلب به ۱۸۰ میرسید رنگ صورتش زرد میشد ودستان او کبود واین حالت معمولا سه ربع ساعت طول میکشید وبعد از ان دچار تب شدید ۴۱ درجه میشد ما به پزشک عفونی مراجعه کردیم ولی درمان موثر واقع نشد او را سریعا به تهران نزد دکتر معالج رساندیم ونوار مغز گرفته شد ولی چیز خاصی نشان داده نشد ایشان یکسری آزمایش نوشتند که ما بدلیل مشکلات محل اقامت و سنگینی هزینه ها به شیراز برگشتیم تا آزمایشها را انجام دهیم ونتایج را به دکتر اطلاع دهیم که این کار انجام شد و دکتر با ادامه مطلب »

نامه سرگشاده به ریاست محترم جمهور دکترروحانی

احساس من, صبا در روزنامه ها, صبادروب, وضعیت صبا, پیگیریهای انجام شده ۱۹ نظرات »

سپاس و ثنای بی حد بر آستان صفات بی همتای احدیت که در کمال رافت و در نهایت عطوفت رخصت سخن گفتن بر بندگان خود عطا فرموده است

سلامی به بوی خوش یاس محضررئیس محترم دولت تدبیروامید جناب آقای دکترروحانی

این روزها روزهای نسبتا شادی برای مردم است چرا که خواسته خود را درتغییرریاست جمهوری دیدند و اکنون آماده اند تا شاهد تغییرات امیدوارانه دولت جدید باشند اما آقای رییس جمهور این روزها برای من (علیرضافروزنده) ،دخترم صبافروزنده و مادرش شاد نیست . ۶ سال است که شاد نیست .۶ سال است که ما حرف می زنیم و دلیل وشاهد می آوریم اما هیچ کس صدایمان را نمی شنود و در نهایت به دروغ پردازی متهم می شویم .

روزهایی بود که صبای من تازه زبان باز کرده بود ،آنوقت تنها ۶ سال داشت.حتما دختر داشته اید. آن روزها روزهای شادی بود. گفتن و خندیدن های ما از حقیقت خوشبختی خانواده سه نفری ما بود.اما زمانه با ما یار نبود. صبا بیمار شد .در تاریخ ۶ /۱۱ /۱۳۸۶ ما متوجه شدیم که صبا تومور مغزی دارد. این شد که ما دست به دعا شدیم و پزشک دست به کار .

اولین عمل دخترم برای کار گذاری شانت مغزی بر روی او انجام شد. پس از آن نیز برای برداشتن توموری که روی مخچه بود در  تاریخ ۱۳/۱۱/۱۳۸۶ تحت عمل جراحی قرار گرفت اما شانس با صبا یار نبود، شانت بد کار میکرد ناگزیر رنج دو عمل جراحی دیگر برای رفع مشکل شانت را نیز بر شانه های دخترانه کوچکش متحمل شد.

۳۳ جلسه رادیوتراپی و۲جلسه شیمی درمانی انجام شد. در این مرحله پزشکان از روند درمان و نتایج پاک بودن نمونه مغز استخوان و جلوگیری از رشد باقیمانده تومور به وسیله رادیو تراپی راضی بودند ما هم راضی بودیم .انگار زندگی داشت دوباره لبخند می زد.اما … باز هم روزگار ،صبا را با رنج و درد هم آغوش کرد.خرداد سال ۱۳۸۷ به علت مشکل شانت او را به بیمارستان بردیم اما در تعطیلات ۱۴و۱۵خرداد پزشک متخصص مربوطه در بیمارستان نبود این شد کار فرزندمان به دست رزیدنتهای نروسرجری افتاد.دخترم درد می کشید اما آنها  دلیل مشکل را چیز دیگری میدانستند.(پزشک صبا واستاد مربوطه نیز در این روزها درخارج از کشور بود )سرانجام رزیدنتها تشخیص دادند که مشکل از شانت است در نتیجه صبا را حدودا ۷بار دیگر روانه اتاق عمل کردند اما  باز هم جراحیها جواب نداد .در ادامه هم این عملهای پی در پی منجر شد تا فرزند ما به مننژیت وعوارض دیگر مبتلا شود .اوایل تیر سال ۱۳۸۷ بود که که پزشک صبا از سفر برگشت و اعلام کرد برای فرزندمان شانت vaوریدی تهیه نمائیم.پس از تهیه شانت vaوریدی عمل صبا سریعا توسط  وی انجام شد .نتیجه خوب بود و مشکل برطرف شد.دوباره روزگار ما سه نفر شیرین شد و دخترمان داشت به حالت عادی برمی گشت .با این حال چون صبا در حین یکی از عملها آسپیره شده بود وی را تراکستومی نمودند وبه آی سی یو انتقال دادند .تمام رفلکسهای صبا در این روزها کاملا رضایت بخش بود اما…

متاسفانه در صبح  ۲۰/۴/۱۳۸۷ بنا به دلایلی که تاکنون مجهول مانده صبا دچار ایست قلبی شد .(درآن زمان ما خود شاهد کلیه حوادث بودیم) در ادامه باز هم بی توجهی غیر موجه عوامل آی سی یو گریبانگیر صبای ما شد! لطمات بی شماری به فرزندمان وارد شد واو کاملا ایست قلبی داشته با این حال تیم پزشکی بدون توجه به زمان از دست رفته(با توجه به آتروفی شدید مغزی مشهود در اسکن مغزی بعد از تیر ماه۱۳۸۷) به او ۵بار شوک قلبی میدهند که قلب صبا دوباره شروع به کار مینماید ولی به کما میرود .

بعد از انجام۱۸ بار عمل از ابتدای بیماری تا آن روز شوم وآن اتفاق از وی قطع امید کردند اما ما پدر و مادر هستیم نمی توانیم صبایی که نفس می کشد و حق زندگی دارد را به حال خود رها کنیم . در نتیجه او را به منزل آورد ه ایم و مشغول نگهداری از او هستیم .حالا صبا درحالت زندگی نباتی میباشد وتوانسته ایم تا کنون با فروش وسائل منزل.کمک برخی از هموطنان و …… از تاریخ ۳۰/۴/۱۳۸۷تابه حال مخارج او را تامین نمائیم و حتی برای ادامه درمان صبا در سال ۱۳۸۹ یکی از کلیه های خود را فروختم با این حال به دروغ پردازی متهم شدم .

جناب رییس جمهور ما به عنوان اولیای صبا فروزنده برای روشن شدن حقیقت مشکلاتی که بر او رفته و باعث این صدمات جسمی فراوان به او شده خود را مسئول می دانیم به همین دلیل شکایتی تنظیم و به دادگستری ارائه کردیم اما تاکنون  پاسخ درست وقانع کننده ای به ما داده نشده است این در حالی است که مدارک ما مستند است و حتی جابجائی تراکستومی و عدم توجه فردمسئول به این مهم در مقابل چشمان همسرم بوده .حالا در این روزهای سخت گرانی و کمیابی دارو ما مانده ایم با صبایی که هر روز صبح چشم باز می کند ، نگاه می کند و حتی می خندند …در کنار هزینه هایی که خودتان بهتر از ما آگاه هستید که کمر می شکند.

جناب آقای روحانی ! فرزند من فدای بی مسئولیتی شد.باور کنید خسته ایم .باور کنید دلمان شکسته و این قلم عاجز است از گفتن حرف هایی که دراین چند سال بغضی شده بر گلوی صبا ، من و مادرش.باور کنید دیگر این شانه ها تاب ندارد.باور کنید از نظر روحی و مالی عاجز مانده ایم .

جناب آقای رئیس جمهورشانت فرزندم از سرش نزدیک به ۱۰ ماه است که بیرون آمده ولی کسی برای درمانش اقدام نمیکند حتی با وجودی که به پزشک  مربوطه مراجعه نمودیم در جواب به ما گفته شد که دست به این کودک نمیزنم وبرای درمان به همان بیمارستان و رزیدنتها مراجعه نمائید……… آری این است جواب ما در قبال پیگیریمان

 آقای رییس جمهور صبای ما قد کشیده اما این قد کشیدن ها تنها برای ما نوید این است که باید یک کالسکه تازه برای اوتهیه کنیم تا بتوانیم او را جا به جا کنیم .صبای ما قد کشیده اما ما نمی توانیم راه رفتن او را ببینیم و غرق در شادی شویم و تنها عکس العمل ما به قد کشیدن های صبا اشک است ، بی رنگ و داغ .

با این حال چشم امیدمان به دولت امید است باور کنید شعار نمی دهیم . این حرف ها را به پای جنجال خبری نگذارید قصد جنجال هم نداریم حتی برای تحقیر کردن و زیر سئوال بردن هیچ شخص وبخشی هم نیست٬ فقط ما درمان فرزندمان را میخواهیم…..صبا تاکنون۲۶بار جهت مسائل مختلف عمل شده است

این نامه برای ما یک امید است یک امید تازه تا شاید یک بار دیگر پرونده صبا فروزنده بررسی شود تا شاید به ما کمک شود تا شاید قلب مان آرام گیرد.

امیدوارم در دولت یازدهم هیچ  پدری برای تامین هزینه درمان فرزندش نخواهد کلیه بفروشد .

امیدواریم در دولت امید نهادهایی که قرار است مسائل و خطاهای پزشکی را بررسی کنند پرونده ها را بدون چشم پوشی بررسی کنند تا حق هیچ کس پایمال نشودوپروندها بدون توجه به نکات آن به بایگانی سپرده نشود وخواسته های قضائی مورد توجه قرار گیرد……………..

در دولت پیشین نه تنها به روند درمان صبا کمک نشد بلکه من و مادر صبا متهم به دروغ پردازی و پرونده سازی شدیم .تا کنون هم اگراز صبا حمایتی در نگهداری شدازجانب برخی هموطنان بوده……………

اکنون امید داریم که در دولت یازدهم دیگر اینگونه نشود.ما امید داریم …

امید به اینکه حداقل کسی به دور از هرگونه تعصب وجناح بازی بیاید صادقانه به حرفهایمان گوش دهد.مدارک و اسکنهای قبل وبعد از این اتفاق راببیند وبعد قضاوت کند……………………

و در آخر ایمان داریم به اینکه صبا فردا در جایی باریک ‌تر از مو. بار دیگر در مقابل کسانی قرار می‌گیرد که هوشیاریشان می‌توانست زندگی او و ما را از نابودی برهاند، اشتباهی که اگرچه به عمد نبود، اما عوامل زمینه‌ساز آن .همه عوامل تعمدی بودند………………………………

باتشکر فروزنده

تماس  ۰۹۱۷۸۸۷۹۱۹۹

تمام اسناد و مدارک موجود بوده و نام‌ گروه پزشکی و پرستاری، بخش و زمان انجام جراحی‌های مختلف در صورت نیازجهت ارائه محفوظ میباشد

در پایان هم نمونه برخی اخبار و گزارشاتی که از روند بیماری و درمان صبا در برخی از جراید منتشر شده خدمتتان فرستاده ایم.

www.sabayepedar.net

  http://fars.isna.ir/mainnews.php?ID=News-19904

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1376448

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1377154

دلتنگی

احساس من, زمزمه های تنهائی ۱۴ نظرات »

بابائی صبا

عزیز دلم ….واقعا دلم برا شنیدن صدات تنگ شده

دلم برا به آغوش گرفتنت تنگ شده

خیلی دلم میخواد مثل باباهای دیگه دستت رو تو دستم بگیرم و برای خرید تو رو بیرون ببرم

خیلی دلم برا شیرین زبونیات تنگ شده

خیلی دلم غصه داره……..

دلم جائی رو میخواد که فریاد بزنم…..از ته دل هرچی فریاددارم به سر زمین و زمان بزنم ……

گله کنم از خدا….از اینکه شاید فکر میکنم صدام رو نمیشنوه……………دلم گرفته خیلی ……………………

افسوس……

احساس من, زمزمه های تنهائی ۶۳ نظرات »

سلام

نمیدونم از کجا باید بگم

از فرزند بیماری که کنج خانه خوابیده و هر روز باید نظاره گر درد کشیدنش باشم

 فرزندی که از بی هم زبانیش دارم میمیرم

 صبائی که فکر میکردم روزی محرم حرفم میشه

صبائی که میخواستم سایه  من باشه

صبائی که از اون فقط یه مشت خاطره مونده

نمیدونم دیگه  باید از چی بگم

از صدائی که گوش شنوائی برای شنیدن دردهاش نیست

نمیدونم……………………………………………………….

صبا بابائی دلم از زندگی با وضعی که تو داری سیر شده

صبا بابا صداته که مونده  تو  گوشام و نگاهت که مونده به یادم

نمدونم این چه سرنوشتی بود که برامون رقم خورد

سرنوشتی که حسرت شنیدن صدات رو هم به دلمان گذاشته

اخه میدونی بابائی منم دوست دارم مثل همه باباهای دیگه دست دخترم رو بگیرم 

با هم به خرید بریم مهمونی بریم

برات حرف بزنم….. برام حرف بزنی از درس ومدرست برام بگی

از دوستای جدیدی که پیدا کردی بگی……………….

ولی افسوس………………………

افسوس………………………

افسوس…………………

خدایا  فقط بگو چرا……………..

خدایا چراما……………….

خدایا خودت ببین این چشمهای هرروزخیسمان را………

خدایا تا کی باید حسرت به دل بمونیم؟؟؟

خدایا چرا سرنوشتمان را با غم نوشتی؟؟؟

خدایا چرا یه قلب عاشق اونم عاشق دخترم به من دادی؟؟؟

خدایا درددل نا گفته باهات زیاد دارم………

خدایا خودت صبوری بده که خسته ام……..

خسته…………………..

 

  

 

 

خبر خیلی خیلی مهم(حتما نظرات خود را در مورد این پست جهت اطلاع دیگر عزیزان بگذارید)

احساس من ۲۳ نظرات »

امروز(۲۷/۳/۱۳۸۹) جوابیه ای از طرف دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای خبرگزاری ایلنا فرستاده شده و بنده را متهم به جلب افکار عمومی نموه اند که بنده نیز جوابیه ای را برای این خبر گزاری ارسال نمودم و در خواست نمودم عین جوابیه اینجانب و عکس صبا را بعد از ایست قلبی در آی سی یو برای قضاوت توسط افکار عمومی و همو طنان عزیز  در سایت این خبر گزاری قراردهند   

توضیح دانشگاه علوم پزشکی شیراز در مورد یک گزارش

مدیر روابط‌عمومی دانشگاه علوم‌پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی‏ استان فارس در مورد گزارش «فقط پنج دقیقه غفلت «صبا» را خاموش کرد» که در تاریخ ۹خردادماه سال جاری منتشر شده بود، توضیحی را ارسال کرده است.

ایلنا: مدیر روابط‌عمومی دانشگاه علوم‌پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی‏ استان فارس در مورد گزارش «فقط پنج دقیقه غفلت «صبا» را خاموش کرد» که در تاریخ ۹خردادماه سال جاری منتشر شده بود، توضیحی ارسال کرده که در زیر می‌آید‏.
لازم به توضیح است که، خبرگزاری ایلنا‏ نام بیمارستان محل درمان این کودک را از گزارش حذف کرده بود، اما مدیر روابط‌عمومی در توضیحات خود نام بیمارستان را اعلام کرده، این خبرگزاری هم متن ارسالی را بدون تغییر،منتشر می‌کند:
با توجه به درج مطلبی تحت عنوان «تنها پنج دقیقه غفلت صبا را خاموش کرد» در آن رسانه مطالب زیر به استحضار می‌رساند خواهشمند است طبق قانون نسبت به درج جوابیه اقلام فرمائید.
همان‌گونه که قبلا نیز به مطالب مشابه مندرج در برخی سایت‌ها و وبلاگ‌ها پاسخ داده شده بیمار «صبا فروزنده» در تاریخ ۱۲/۱۱/۸۶ به دلیل ابتلاء به تومور بدخیم مغزی در بیمارستان‌ نمازی شیراز بستری شده و مورد درمان و عمل جراحی قرار گرفته است و با توجه به چسبندگی تومور به ساقه مغز امکان جداسازی و برداشتن کامل تومور به دلیل خطرات جانی امکان‌پذیر نبوده است و پس از آن نیز بیمار تحت درمان‌های شیمی درمانی و اشعه درمانی قرار گرفته است. وی مجددا در چندین نوبت با توجه به اختلال در عملکرد مغزی در بیمارستان یاد شده بستری و مورد مداوا قرار گرفته و در تاریخ ۲۰/۴/۸۷ نیز در زمان بستری در بخش در ساعت ۷:۳۵ دقیقه دچار کاهش ضربات قلب شده که بلافاصله اقدامات لازم و فوری توسط پرستاران مربوطه و پزشکان صورت گرفته و با تعویض لوله راه هوائی برای اطمینان از عدم وجود ترشحات، سطح هوشیاری بیمار حدود ساعت ۱۰ صبح افزایش یافته است. بر اساس گزارش پزشکان و پرستاران شاغل در بخش و بررسی پرونده موجود هیچ‌گونه کوتاهی در این زمینه صورت نگرفته است لکن والدین ایشان بر اساس احساسات عاطفی و به منظور جلب توجه افکار عمومی و برخورداری از مساعدت‌های مالی مردم خیراندیش و نوع دوست کشورمان و سازمان‌های ذی‌ربط اقدام به انتشار مطالب غیرواقع و برداشت‌های شخصی خود از این جریان نموده‌اند که با شکایت پدر وی پرونده ایشان در سازمان نظام پزشکی، پزشکی قانونی و سایر مراجع ذی‌صلاح مطرح شده و کلیه مراجع اعلام نموده‌اند که در روند درمان و بستری بودن بیمار هیچ‌گونه کوتاهی و اشکال از طرف بیمارستان و پزشکان و کارکنان مربوطه اثبات نشده است با توجه به اینکه بیماری وی از نوع تومور بدخیم مغزی می‌باشد به مرور زمان و با پیشرفت بیماری یکسری عوارض و اختلال در عملکرد اندام‌ها و دستگاه‌های مختلف بدن اتفاق خواهد افتاد. پیگیری‌های مکرر پدر نامبرده و مراجعه ایشان به افراد، گروه‌ها و ادارات و سازمان‌های مختلف و انتشار مطلب توسط وی و برخی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها باعث پیگیری مجدد و درخواست کمیسیون پزشکی قانونی تهران بر اساس تقاضای شخصی وی شده است که باز این درخواست کمیسیون پزشکی از بیمارستان را به غلط دلیلی بر قانونی بودن گفته‌ها و مدارک خود دانسته است.
یادآوری این نکته ضروی به نظر می‌رسد که داشتن فرزندی در این وضعیت فشار مضاعفی را از نظر عاطفی و مالی بر خانواده تحمیل می‌کند و کمک‌های مردمی و انسان‌دوستانه مردهمی بر این زخم خواهد بود.
امید است آن خبرگزاری محترم با توجه به رسالت رسانه‌ای و به منظور تنویر افکار عمومی و پرهیز از هر گونه اقدامی که منجر به دلسردی خدمتگزاران نظام سلامت و پزشکان و پرستاران سخت‌کوش کشورمان گردد نسبت به اطلاع‌رسانی و رفع شبهات موجود اقدام نماید.
پایان پیام         جوابیه اینجانب به توضیح این دانشگاه

 

مسئول محترم خبر گزاری ایلنا:با سلام خدمت شما و همکاران محترم و هموطنان عزیز در پاسخ به جوابیه دانشگاه علوم پزشکی شیراز اینجانب علیرضا فروزنده پدر صبالازم میدانم مطالبی را جهت استحضار افکار عمومی به خدمتتان ارسال نمایم تا تو سط شما به اطلاع همه هموطنان برسد ۱:هیچ گاه نه من و نه خانواده ام نخواسته ایم از افکار عمو می جهت جلب حمایت مالی استفاده نمائیم زیرا اگر چنین بود بنده اقدام به فروش یکی از کلیه هایم در مورخ ۲۱/۲/۱۳۸۹ در تهران نمی نمودم و تمام تلاشم را در جهت جلب افکار عمومی طبق جوابیه این دانشگاه مینمودم تا کمکهای بیشتری جلب نمایم نه اینکه یک عمر با یک کلیه زندگی کنم:۲: مطالبی که کلا در مورد روند درمان فرزندمان گفته ایم کلا بر اساس واقعیت و مشاهداتمان بوده است و  همانگونه که قبلا نیز گفته ایم اگر فرزند ما دچار ایست قلبی شده آیا طبق عکس موجود که در سایت فرزندمان www.sabayepedar.com گذاشته ا یم و ساعاتی پس از ایست میباشد باید چنین دچار تورم و کبودی باشدو اینچنین دچار ضایعات شدید مغزی شود که به او ۹۴% معلولیت ذهنی جسمی حرکتی بدهند:۳: دانشگاه علوم پزشکی شیراز به جای متهم نمودن ما ابتدا باید بررسی نمایند که آیا رزیدنت سال اول اجازه تراکستومی صبا را داشته است چون طبق تائید بسیاری از پزشکان عمل تراکستومی باید تو سط رزیدنتهای سال بالاتر انجام میشد:۴: چرا زمانی که در خرداد سال ۱۳۸۷ که فرزندم دچار دل  درد بود و دلیل آن توسط رزیدنتها مشخص نمیگردید و حدودا ۷ بار دیگر این کودک روانه اتاق عمل شد و باعث گردید دچار مننژیت شود این مو ضوع را از ما پنهان نمودن زیرا که اطلاع داشتن از و ضعیت بیمار جزء حقوق بیمار میباشد واین عدم اطلاع رسانی توسط رزیدنتها باعث شد شانس این کودک جهت انتقال به بیمارسانی بهتر جهت درمان از دست برود:۵:در صبح ۲۰/۴/۱۳۸۷ که این اتفاق پس از ۱۲ بار عمل جراحی برای صبا پیش آمد هیچ کدام از رزیدنتهای نوروسرجری بدلیل شرکت در امتحان ارتقاء  سطح سالیانه حضور نداشتند و به گفته پرستاران آنان هر کاری مینمودن نتوانسته اند کا رخاصی انجام دهند من در اینجا این اختصار مطالب را جهت اطلاع افکار عمومی به عرض رساندم و جوابیه کامل را ارسال مینمایم و فقط صحبت ما از ابتدا این بوده که نگذارید به دلیل سهل انگاری برخی از افراد بی مسئو لیت صبا های دیگر تحویل جامعه شودو مطالب دیگری نیز بوده که تماما به مقامات مسئول جهت بررسی گفته ام و در آخر این را میگوئم که آقایان ما را میتوانند متهم به همه چیز نمایند ولی در آخر خدایی میماند و محکمه عدل الهی که هیچ کس از آن فراری نمی تواند باشد و حقایق را انکار نمایدو مسئو لین دانشگاه علوم پزشکی شیراز شایسته بود تا قبل از ارسال جوابیه تماسی با ما بر قرار مینمودند و صحبتهای ما را میشنیدن زیرا که بنده مکاتبات زیادی با دفتر ریاست دانشگاه علوم پزشکی شیراز چه از طریق ایمیل و فاکس در آذر ۱۳۸۸نمودم و اعلام نمودم که حاظر به حضور در دفتر ایشان و توضیح کامل میباشم ولی جوابیه ای به بنده ندادند و در آخر یاداور میشوم که فراموش ننمائید صبا در آی سی یو بزرگسالان این بیمارستان دچار افت ضربان قلب گردید پس اگر به فرزندم سریعا رسیدگی شده چرا دچار چنین ضایعات شدید مغزی شده؟؟؟؟ (طبق سی تی اسکن موجو د)ودر مورد ساعت این اتفاق باید بگویم طبق نتهای موجود هر کس ساعتی را اعلام نموده به عنوان مثال پزشک اتندینگ اعلام داشته ساعت این اتفاق ۷٫۳۰ دقیقه بوده وایشان ساعت ۷٫۳۵ دقیقه بر بالین صبا آمده و همه هم میدانیم در موارد این چنینی دقایق مهم هستند  پس لطفا قبل از ارسال جوابیه و زدن تهمت سوء استفاده از افکار عمومی مدارک موجود را کا ملا بررسی نمائید(همانگونه که تاریخ بستری صبا را دقیقا نمیدانید)و در آخر نه من ونه خانواده ام منکر زحمات خیلی از پرسنل زحمتکش و مدیریت محترم این بیمارستان نیستیم زیرا اگر چنین بود در ابتدای بیماری فرزندمان و پس از انجام مراحل رادیوتراپی که ام آر آی انجام شد و خبر های خوبی برایمان داشت در روزنامه خبر جنوب در ابتدای سال ۱۳۸۷ از پرسنل زحمتکش مربوط به آن دوره درمان تشکر نمی نمودیم ولی صحبت اصلی ما به اتفاقات پیش آمده از خرداد ۱۳۸۷ به بعد میباشد که ما فرزندمان را بدلیل دل دردی که داشت و رزیدنتها دلیلش را تشخیص نمیدادن و پزشک مربوطه نیز خارج از کشور بود به بیمارستان نمازی آوردیم و رزیدنت مربوطه بدون توجه به وضعیت صبا و بر طرف شدن مشکل دل درد او را در حضور شهودی که داریم مرخص نمود ولی باز شب همان روز به فاصله چند ساعت بدلیل مشکل قبلی صبا او را به همان بیمارستان بردیم و توسط رزیدنت سال بالاتر سریعا بستری شدو با افرادی خاص از کادر درمان فرزندمان که خودشان به واقع نمتوانند درپیش وجدانشان خود را بفریبندمیباشد و ما در همه حال سر تعظیم در برابر پرستاران زحمتکش و با وجدان فرو میاوریم در ضمن کلیه مدارک موجود  و جوابیه کامل را در صورت نیاز برایتان ارسال مینمائیم….. با تشکر

مطلب مهم اینکه صبا در مورخ ۸/۱۱/۱۳۸۶ ساعت ۱۱ صبح در بیمارستان نمازی بستری گردید نه ۱۲/۱۱/۱۳۸۶ صبا در فردای ایست قلبی افزایش هوشیاری داشت نه در روز ایست قلبی …مدیر محترم روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز آیا تا به حال دیده بودید که مریضی آن هم کودک در کمتر از ۳۰ روز در آی سی یو بزرگسالان دچار زخم بستر و له کردگی شدید در ناحیه رانها شود ؟؟؟ولی صبای ما اینچنین شده بود و آثار آن را هنوز بر بدن دارد !!!!!!آیا شما را در جریان گذاشته اند که قبل از وقوع این مسائل در ابتدای خرداد ۱۳۸۷ روزی که داشتند دستگاه سی تی اسکن جدید را کار میگذاشتند یکی از رزیدنتهای محترمتان در حضور چند تن از اعضا فامیل به من گفت واقع بین باشم و بیایم رضایتی بدهم تا صبا (به صرف داشتن توموری که طبق مدارک دیگر رشدی نداشته) تحت اختیار علم قرار گیرد تا بر رویش کار و تحقیق شود آیا این است اخلاق پزشکی؟؟؟؟؟؟حتما تلفنهای که از سوی برخی نیز بما بواسطه شکایت شد و عنوان میکردن چرا شکایت نموده اید را منکر میشوند خوب اگر چنین شد پرینت تلفن منزلم را بگیرید و دلیل تماسها را بعد از گذشت چند ماه از ترخیص فرزندم از بیمارستان را توسط آن اشخاص تماس گیرنده مشخص نمائید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آیا این اتفاق اگر برای عزیزان خودتان نیز بوجود آمده بود باز هم اینچنین جوابیه میدادید واگذار آنان که جو سازی میکنند و مسببان این اتفاق که برای کودکمان افتاده با خداوندزیرا که خاطره ودرد زخمهای که بر پیکر فرزندمان و خانواده ما وارد شده هیچ گاه از ذهنمان پاک نمی شود ……امان از آه مظلوم شما خود نیز خانواده دارید

توضیح مهم

احساس من نظری نیست »

با سلام  باید در اینجا نکته مهمی را یاداور شوم وآن اینکه روی سخن ما تنها با افراد و کادر درمان مرتبط با فرزندمان میباشدو پیگیری کلی ما این مهم را دنبال مینماید که شاید از این طریق صباهای دیگر تحویل جامعه و خانوادههای دیگر همچون ما نگرددو هدف دیگری بر خلاف صحبت برخی افراددنبال نکرده و نخواهیم نمود و تابع قوانین هستم و تنها سایتی که مربوط به مسائل فرزندم صبا میباشد همین سایت است و بنده نیز به هیچ فرد یا ارگانی اهانتی نمینمایم و اگر در برخی از سایتها مطالبی در مورد صبا چاپ گردیده و همو طنان نیز به هر نوع ابراز عقاید شخصی نموده اند این نظرات صرفا عقاید شخصی انان میباشد و بنده مسولیتی در قبال نمایش نظرات فوق در سایتهای خبری فوق ندارم و شخص نظر دهنده و سایت مسول درج ان میباشد ضمنا عزیزانی هم طی این مدت تماس گرفتند و از ما پرونده  صبا را جهت ارائه به چند پزشک خواستند و منتظر جواب پزشکان برای درمان صبا هستیم  ….چند تلفن هم شد و  میخو استند مصاحبه در موردمان بکنن قبول نکردمو گفتم مطالب لازم را جهت بررسی به مسئولین گفته ام…..

تو ضیح مهم مهم مهم مهم مهم

احساس من نظری نیست »

با سلام  باید در اینجا نکته مهمی را یاداور شوم که تنها سایتی که مربوط به مسائل فرزندم صبا میباشد همین سایت است و بنده نیز به هیچ فرد یا ارگانی اهانتی نمینمایم و اگر در برخی از سایتها مطالبی در مورد صبا چاپ گردیده و همو طنان نیز به هر نوع ابراز عقاید شخصی نموده اند این نظرات صرفا عقاید شخصی انان میباشد و بنده مسولیتی در قبال نمایش نظرات فوق در سایتهای خبری فوق ندارم و شخص نظر دهنده و سایت مسول درج ان میباشد در ضمن فردی بنام خانم وجیهه حداد در یکی از تالارهای گفتگو  اعلام داشته که بنده کلاهبردار هستم و دوست ایشان پرستار خصوصی صبا میباشد و ۲ بار نیز به منزل ما امده که از همینجا به ایشان یاداور میشوم که کلیه ادعای خود را باید با مدرک ثابت نمایند در غیر اینصورت مطمئن باشند که بنده بر علیه ایشان و دوستشان که ادعا نموده پرستار خصوصی صبا بوده و به منزلمان میاید اقامه دعوی خواهم نمود باز هم ذکر مینمایم که بنده جهت اثبات ادعاهایم حاظر به حضور در هر مکان و ارائه مدارک میباشم

صبا بابائی داری گوش میدی

احساس من ۱ نظر »

بابائی  دیروز برای پیگیری کارت با تلاشهای دوست عزیز اقای ابوطالب ندری رفتم تهران به مجلس شورای اسلامی و دیداری با نمایندگان محترم آقای دکترنظری مهر نماینده محترم مردم شریف بندر ترکمن .بندرگز.کردکوی و آقای مهندس رستگار نماینده محترم مردم شریف گنبد کاووس داشتم و تمام مسائل را توضیح دادم و قول حمایت برای روشن شدن حقایق در مورد مسائل پیش آمده برایت رادادند آخه بابائی تو که از گل هم پاک تر بودی و هستی آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   بابا جونم هما نطور که آقای ندری گفته بود آقای دکتر نظری مهر واقعا در هر کاری نیت خیر داره و قرار شده شخصا پیگیر کارت بشه  خدا عمر با سعادتش بده و خیر برای خانواده اش    بابائی هر کی هر چه میخواد بگه و در موردم فکر کنه برام مهم نیست فقط مهم اینه که صبای دیگه ای …..          راستی مدیر دفتر آقای دکتر نظری مهر آقای بهرامی خیلی ناراحتت شده بود آخه واقعا مرد مهر بان ومحترم ودلسوزی بود

سلام دوستان عزیز

احساس من نظری نیست »

سلام   دوستان عزیز       امروز دیگه مجبور شدم بیام تهران انجمن حمایت از بیماران کلیوی شاید بتونم جهت تامین هزینه صبا یکی از کلیه هام را اهدا کنم تو شیراز یک تعداد از ازمایشهای مربوطه را انجام دادم و مشکلی برای اهدا کلیه ندارم فقط مانده نفرش …… هفته گذشته هم مجبور شدم ماشین رو بفروشم اخه شوخی نیست غیر از هزینه های روز مره خودمان باید روزانه حدود ۴۰۰۰۰ تومان برای خرج صبا کنار بگذارم واقعا  زیر بار همه این مسائل دارم خورد می شم ولی هنوز امیدوارم …. امید به اینکه برای یکبار دیگه صدای صبا رو بشنوم   نمیدونم واقعا کسی میتونه درکم کنه یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟

۱

احساس من, پیگیریهای انجام شده ۱ نظر »

سلام  صبح امروز بعد از مراجعه به انجمن برای انجام ازمایشات به درمانگاه شفاء معرفی شدم و بعد جهت سونوگرافی از کلیه هام به بیمارستان فیروزگر رفتم سونو هیچ مشکلی نداشت قرار شد فردا برای بقیه آزمایشات برم راستی یه بنده خدایی در … بود بنام …  که صبح وقتی برای ثبت نام رفتم با ادم سر دعوا داشت و میخو است ادم را بزنه نمی دونم شاید فکر میکنه هر کی میاد برای اهداء کلیه حتما ….      ولی باید بهش میگفتم خانم جان بخدا برای ادامه زندگی صبا و تامین خرجش دارم این کارو میکنم چون نمی خوام دستم جلو هر کس و نا کسی دراز باشه والاهه   یه روزی امثال تو جلو من بلند می شدن حالا فعلا  به این روز افتادم     خوب این هم یک نمونه از تکریم ارباب و رجوع بود در یکی از ادارات دولتی پایتخت   ولی به نظرم ریاست اون اداره باید فرد خوش برخوردی را در اون قسمت بگذارد چون امثال من که راضی به این عمل میشیم مطمئناء از سر اجبار و نیاز هست که این کار رو انجام میدیم و اکثراء در وضعیت بد روحی قرار داریم    از  همینجا به اون بنده خدا باید بگم که همگیمان حتی شما مسائلی برامون بوجود میاد که شاید تو خواب هم نمیبینیم پس بترس از اون روز……

احساس من

احساس من, زمزمه های تنهائی ۲ نظرات »

مدتی میشه از مسائل و اتفاقاتی که در روند پیگیری پرونده صباو حاشیه هایی که توسط افراد مغرض داره برایمان درست میشود احساس ناخوشایندی دارم واین حس داره برایمان بوجود میاید که پیگیریمان برای برخی خوشایند نیست وحاضرهستند برای در پرده ماندن حقایق دست به هر نوع عملی بر علیه مان بزنند(وقتی که در مورد جوابگوئی در مورد مسائل مطرحه از طرف ما کم میارن میان محل اهدا کلیه من را بررسی میکنند و در کمال وقاحت میگویند این جای عمل فدخ میباشد و زمانی اون هم با شک و تردید راضی میشوند  که مدارک اهدا را میبینندو باز هم از رو نمیرن و گیر به داشتن وبلاگ میدهند و میگویند چرا عکسهای صبا را در وبلاگ گذاشتی و….. حال خودتان بگوئید آیا با این شرایط کسی نظریه ای با در نظر گرفتن وجدانش میدهد)

وضعیت فعلی صبا امروز جمعه ۱۳۹۱/۱۱/۲۰

احساس من, زمزمه های تنهائی, سرگذشت صبا, وضعیت صبا ۲۵ نظرات »

شانت سر صبا از سرش بیرون آمده و وضعیت خطرناکی میباشد

صبا بابائی به خدا شرمنده ات هستم

کاری از دستم برایت بر نمی آید که بخواهم تو را عمل کنم چونکه

دیگر نه کلیه ای دارم که برای خرجت بفروشم و …… …..

فقط میتوانم ……………………………………وسایل برای زنده بودنت را فراهم کنم

اعتقاد و ایمان قلبی ما

احساس من, اعتقاد و ايمان قلبيمان, زمزمه های تنهائی ۱۰ نظرات »

ایمان دارم به اینکه :

 صبا فردا در جایی باریک‌تر از مو. بار دیگر در مقابل کسانی قرار می‌گیرد که هوشیاریشان می‌توانست زندگی او و ما را از نابودی برهاند، اشتباهی که اگرچه به عمد نبود، اما عوامل زمینه‌ساز آن .همه عوامل تعمدی بودند…………………………………………..

بغض بی کسی (دانلود کنید)

احساس من, زمزمه های تنهائی ۲۶ نظرات »

boghze bi kasi

دلم تو حسرت نگات دوباره پر شد از تبت   

 

                                                  دلم به سمت ماه تودوباره ردشد از شبت

 

تواین سکوت بی نفس تمام  فکرمن توئی

 

                                                  تو سجده و نماز من همیشه ذکرمن توئی

 

دوباره بغض بی کسی هوای چشممو گرفت

 

                                                   غم شب نبودنت تمام جسممو گرفت

 

چشام همیشه چشم برات به قلب جاده خیره بود

 

                                                     توانتظار دیدنت روزای من چه تیره  بود

 

دوباره بغض بی کسی هوای چشممو گرفت

 

                                                      غم شب نبودنت تمام جسممو گرفت

 

 

 

سال ۱۳۹۲ مبارک

احساس من, سپاس ۳ نظرات »

یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهیم باشند

یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگریم

که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ شخصی نمی تواند ما را با خود آشتی دهد

یادمان باشد که خودمان با خودمان مهربان باشیم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران

باید اوج گرفت تا بتوان آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن

روزهایتان رنگارنگ

سال ۱۳۹۲ مبارک

                       در این لحظات عزیز کودکان بیمار و صبای عزیز ما را از دعای خیرتان برای شفای زودتر فراموش ننمائید

باید رفت قبل از آنکه بارت سنگین تر شود

احساس من ۱۰ نظرات »

 

زندگی یک چمدان است که می آوریش

بار و بندیل سبک می کنی و می بریش

 

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم

 

دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

 

گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم

 

به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم

 

 

قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم

 

طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم

 

 

 

 

یازدهمین سالروز زمینی شدنت مبارک . . .

احساس من, زمزمه های تنهائی ۲۲ نظرات »

بهترین آهنگ زندگی ما تپش قلب توست.

امروز میلاد توست و ما همچنان در آرزوی لحظه ای هستیم که دستانت را بگیریم ودر چشمانت خیره شویم

تو را در آغوشمان بفشاریم و با عشق بگوئیم فرشته معصوممان صبای عزیز تولدت مبارک ………..

وباز هم میگوئیم هرچی آرزوی خوبه مال تو

شما جواب این سوال را بدهید؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

احساس من نظری نیست »

سلام به تمامی دوستای نازنین صبا

یک سوال داشتم:

شما میدونید چرا جای مشکل  کودکی مثل  صبا  در برنامه های

تلویزیونی مانند ماه عسل و آبی آسمانی خالیه؟؟؟؟؟؟

۱۳۹۴ صبای پدر. wordpress themes .