واکنش صبا به آهنگ مورد علاقه اش
تو را به خدا نذارید همین دلخوشیهای کوچک هم از ما گرفته شود
saba ahangکلیک نمائید
صبای پدراعتقاد قلبي ما اين است كه:صبا فردا در جایی باریکتر از مو. بار دیگر در مقابل کسانی قرار میگیرد که هوشیاریشان میتوانست زندگی او و ما را از نابودی برهاند، اشتباهی که اگرچه به عمد نبود، اما عوامل زمینهساز آن .همه عوامل تعمدی بودند
فروردین ۳۰
واکنش صبا به آهنگ مورد علاقه اش تو را به خدا نذارید همین دلخوشیهای کوچک هم از ما گرفته شود saba ahangکلیک نمائید
فروردین ۲۶
بهمن ۲۱
با سلام به دوستان عزیز تنها فرزندم صبا در مورخ ۱۳۸۶/۱۱/۶بنا به ابراز ناراحتی از سر درد نزد پزشک بردیم و پس از انجام آزمایشات مختلف تا ساعت ۳ بامداد مشخص گردید دارای تومور مخچه میباشد و بصورت اورژانسی باید تحت عمل جراحی قرار گیرد در ت ۱۳۸۶/۱۱/۹ اولین عمل برای کار گذاشتن شانت بر روی او انجام و در ت ۱۳۸۶/۱۱/۱۳ عمل برداشتن تومور از روی مخچه انجام شد پس از چند روز بدلیل درست کار نکردن شانت۲ بار دیگر تحت عمل قرار گرفت ولی مشکل شانت به طور کامل بر طرف نگردید وپس از آن مراحل شیمی درمانی و رادیوتراپی شروع گردید و نتایج آزمایشات پس از این مراحل نشان میداد که رشد تومور متوقف گردیده و صبا رو به بهبودی است و مثل دیگر کودکان روند زندگی را ادامه داد ولی متاشفانه در خرداد سال ۱۳۸۷ صبا را به دلیل کار نکردن درست شانت به بیمارستان بردیم و برای ۹ بار دیگر تحت جراحی قرارگرفت و در این حین نیز دچار مننژیت شد و این موضوع از ما پنهان گردید و متاسفانه پس از ۱۳ بار عمل از ابتدای بیماری در مورخ ۱۳۸۷/۴/۲۰در آی سی یو(به دلایلی که برایمان مجهول مانده) دچار ایست قلبی شد(تورم وکبودی در اثر نرسیدن مدت زمان زیاد اکسیژن به صبا در آی سی یودر عکسی که چند ساعت بعد از احیا از صبا گرفته شده در سایت موجود میباشد)وپس از۵ بار احیا به کما رفت که بعد از آن نیز ۵بار دیگر جهت تراکستومی تحت عمل جراحی قرار گرفت .پس از ترخیص از بیمارستان (ضریب هوشی ۵ )و قطع امید پزشکان وی را به خانه آورده واز تاریخ۱۳۸۷/۴/۳۰ تا کنون مشغول پرستاری از او میباشیم و با تمام مشکلات امید به بهبود و برگشت فرزندمان به زندگی را داریم و در این راه برای تامین هزینه های نگهداری و درمان صبا مجبور به فروش یکی از کلیه هایم شدم ولی باز استوار تر از همیشه در این راه ایستاده ایم واز طریق مراجع قانونی نیز مشغول پیگیری( دلایل هایپوکسی در آی سی یو و نرسیدن اکسیژن به مدت زمان زیاد به صبا وآتروفی شدید مغزی به صباو…)جهت روشن شدن حقایق هستیم (صبا ناکنون ۲۴ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته) تماس با پدر صبا: ۰۹۱۷۸۸۷۹۱۹۹آذر ۱۱
این روزها روزهائی پر از عذاب است ……این روزها روزهای خوبی نیست و بوی غم میدهد….شانت سر صباخونریزی کرده واززیرپوست سرش مقداری بیرون آمده وملتهب استبرای همین چهارشنبه به مطب دکتر صبا (کسی که صبا رو عمل کرده بود و من بارها از زحمت هاش تشکر کرده بودم و به وی هم تاکید داشته ام شکایت ما از افراد دیگریست و تاکنون نیز نامی از ایشان در هیچ جا به میان نیامده ) رفتیم اما متاسفانه او با وجودی که خودش گفت صبا اگر تا چند روز دیگه عمل نشه دچار مننژیت می شه به ما گفت که خودش حاظر نیست به صبا دست بزنه و خودش شخصا صبا رو عمل نمی کنه …… و نامه ای به ما داد که برای عمل باید به همان بیمارستان قبلی برویم و این کار توسط رزیدنت انجام شودما فقط از حق صبا دفاع کرده بودیم اما حالااینطوری باید عذاب بکشیمبا مادر صبا کلی از دکتر خواهش کردیم اما او قبول نکرد و گفت باید رزیدنتهاعملش کنند… و من دست به این بیمار نمی زنم حتی خواهش کردیم نامه برای بستری در یکی از بیمارستانهای خصوصی که خودشان در آنجا میتوانند شخصا صبا را عمل کنند به ما بدهند و حاظر به تامین کلیه هزینه مربوطه و دادن هر گونه تعهدی بخاطر وضعیت فعلی صبا هستیم ولی باز هم قبول نکردند و گفتند این عمل باید در بیمارستان قبلی و توسط رزیدنت انجام شود و خودشان دست به این مریض نمیزنندو این اتفاق ،آن هم درست در روزهایی که ادارات و بیشتر مراکز درمانی چند روزی در تعطیلی به سر می بردند شد تکرار تمام بدبختی و مصیبت هایی که در این چهار سال کشیدیم .من و مادر صبا دلمون به خنده های صبا خوش بود..دل صبای ما هم به این خوش بود که روز به روز داره بهتر می شه اما حالا از شب تا صبح و از صبح تا شب داره درد می کشه..از کوچه صدای عزاداری امام حسین رو می شنوه اما نمی تونه حتی از دردی که میکشه شوقش رو نشون بده …فقط درد می کشه و از گوشه چشمای نازنینش اشک می ریزه …چهارشنبه هفته گذشته یعنی یکم آذر ۱۳۹۱ دکتر صبا حتی حاضر نشد برای کم شدن درد صبا مسکن یا پماد تجویز کنه….. و در برابر این خواهش مانیز جواب این بود فقط نگذارید روی شانت خشک شود………..این روزها که همه جا پر از حق خواهی امام حسینِ است دل من ،صبا و مادرش شکسته …آری این است جواب حق خواهی ما ………حاشا به وجدانهای ……………مهر ۲۴
خسته ام خیلی خستهخسته ام خیلی خستهآنقدر که دیگر قدرت ندارم به خودم دلداری بدهمدیگر از دعاهای بی اجابت خسته امتا کی باید دعا کرد و جوابی نشنیداحساس می کنم کاسه ی صبرم لبریز شدهدیگر توان یک لحظه دلخوشی دادن به خودم را ندارمخستگی …. بر من هجوم آوردههر لحظه فریاد میکشد که مرا از میدان به درکندنمی خواهم بشنوم که حتما مصلحتی در کار بوده و حکمتیهر روز این روزگار بازی دیگری دارد برای آزردن منکاش میشد به آغوش مهربان خالق یکتا پناه ببرم برای رهایی از این دنیانمی دانم چه کار باید کرد وقتی که حتی ناامید شدن از کسی که جوابت را نمی دهد گناه است و دارای عقوبتمانده ام با حرفهایی که گفتنش خاطراتی را یادآوری میکند….خسته تر از آنم که حتی قدرت پرواز را هم داشته باشمخسته امخیلی خستهمهر ۲۳
دوستانی عزیز که مایل به کمک در روند درمان وتامین هزینه های صبا میباشند میتوانند از حسابهای زیر استفاده نمایند :.شماره حساب بانكي صبا جهت حمايت در صورت تمایل ۸ نظرات »سلام به شما همراهان خیلی از دوستان تماس گرفته اند و خواستار اعلام شماره حسابی جهت همراهی با ما در نگهداری صبا شده اندبا وجودی که راضی به زحمت عزیزان نیستیم و همین ابراز همدردیها برایمان دنیائی ارزش داردو بزرگترین حمایت میباشدعزیزانی که مایل به حمایت صبا هستند میتوانند از حسابهای زیر استفاده نمایند ممنون و سپاسگزار الطاف بیکران شما-بانک ملتبه شماره حساب:
۱۴۰۵۳۸۶۸۱۵بنام صبا فروزنده
شماره کارت عابربانک بنام صبا فروزنده۶۲۲۱۰۶۱۰۳۹۳۶۴۹۸۱آبان ۰۱
سلامنمیدونم از کجا باید بگماز فرزند بیماری که کنج خانه خوابیده و هر روز باید نظاره گر درد کشیدنش باشمفرزندی که از بی هم زبانیش دارم میمیرمصبائی که فکر میکردم روزی محرم حرفم میشهصبائی که میخواستم سایه من باشهصبائی که از اون فقط یه مشت خاطره موندهنمیدونم دیگه باید از چی بگماز صدائی که گوش شنوائی برای شنیدن دردهاش نیستنمیدونم……………………………………………………….صبا بابائی دلم از زندگی با وضعی که تو داری سیر شدهصبا بابا صداته که مونده تو گوشام و نگاهت که مونده به یادمنمدونم این چه سرنوشتی بود که برامون رقم خوردسرنوشتی که حسرت شنیدن صدات رو هم به دلمان گذاشتهاخه میدونی بابائی منم دوست دارم مثل همه باباهای دیگه دست دخترم رو بگیرمبا هم به خرید بریم مهمونی بریمبرات حرف بزنم….. برام حرف بزنی از درس ومدرست برام بگیاز دوستای جدیدی که پیدا کردی بگی……………….ولی افسوس………………………افسوس………………………افسوس…………………خدایا فقط بگو چرا……………..خدایا چراما……………….خدایا خودت ببین این چشمهای هرروزخیسمان را………خدایا تا کی باید حسرت به دل بمونیم؟؟؟خدایا چرا سرنوشتمان را با غم نوشتی؟؟؟خدایا چرا یه قلب عاشق اونم عاشق دخترم به من دادی؟؟؟خدایا درددل نا گفته باهات زیاد دارم………خدایا خودت صبوری بده که خسته ام……..خسته………………….. |
Recent Comments