"

آنچه از سال ۱۳۹۲ تا خرداد ۱۳۹۳ بر ما گذشت

احساس من, سرگذشت صبا درج نظر

درود به همه عزیزان

مدت زمان زیادی نتوانستم سایت را بروز کنم که از همگی عذر میخوام

همانگونه که یادتان هست در نیمه دوم سال ۱۳۹۲ بعد از التماسهای فراوان به پزشکی که شانت را گذاشته بود و یک سال میشد شانت از سر صبا بیرون بود و حتی عفونت به قلب هم زده بود (ازسال۱۳۹۱ شانت کاملا از سر بیرون و قابل رویت بود) وی صبا را در یک بیمارستان خصوصی عمل کرد و شانت را دی سی نمود البته قبل از ان میگفت فقط باید به همان بیمارستان دولتی بیایید و رزیدنت این کار را انجام بدهد و با توجه به اینکه اینهمه ضربه از ان بیمارستان به ما وارد شده بود و حتی پرونده شکایت ما را به مسایل سیاسی سوق دادن و با تهدید مجبور به سکوتمان نمودن انجام این عمل و رفتن به انجا عقلانی نبود (قابل توجه اقای وزیر بهداشت که میگویید وزارتخانه من تنها جایی است که سیاسی نیست اگر مایل بودن میتوانند تماس بگیرند تا من مدارک مستند از اقدامات و زور آزمایی زیردستانشان را در اختیار ایشان و مردم قرار دهم) راضی به انجام عمل در بیمارستان خصوصی ان اقای جراح شدیم البته به این شرط که مسولیتی شامل حالش نیست و وی شانت را در اورد و به ما گفت که ان را کاملا خارج نموده ام و بعد یک روز با دریافت کامل هزینه مرخص شد صبا ولی بعد چنند روز متوجه شدیم صبا بدنش عفونت شدید دارد و خیلی حالش بد بود که من به مطب وی رفتم و حتی التماس و گریه نمودم که به داد صبا برس ولی بمن با فریاد گفت از دستتان عاجز هستم و تو انسان پررویی هستی و رفتی شکایت کردی و باید تقاص بدهی من را از مطب بیرون کرد و گفت دیگر اینجا نیا وقتی گریان از مطب بیرون امدم باز نا امید نشدم به مطب پزشکی عفونی که میشناختم و به ما خیلی لطف داشت رفتم و جریان را گفتم ایشان انتی بیوتیکهای قوی تجویز نمود و با هماهنگی پزشکی دیگر که ممنون هر دو هستم در اتاق عمل یکی از بیمارستانهای خصوصی برای صبا تریپل لومن کار گذاشتن و ما صبا را خانه اوردیم و دیگه ۴۰ روز در خانه از طریق این وسیله که در گردنش بود خودمان داروها را تزریق نمودیم (فیلمها و شهود همه موجود هست)بعد این مدت صبا چشمانش را باز کرد و واقعا از این همه ظلم و ستم و بی مهری که به ما میشد به ستوه امده بودیم فقط جرم ما این بود که حقایق که در بیمارستان دیده بودیم و مدارک ان نیز موجود است  و چند پزشک خارج از سیستم دولتی قصور واضح را تایید نموده بودن را عنوان کردیم و از ان بیمارستان دولتی شکایت نمودیم با این کار من دنیا به اخر رسید…نظام پزشکی جریحه دارشد…یقه ها دریده شد….ابروی بیمارستان  پایمال شد…نظام در خطر افتاد و ……. بگذریم………… اینها تمام اتهاماتی هست که بر علیه ما عنوان شده (مدرک کتبی ممهور به مهر دادگاه موجود است قابل توجه وزیر محترم)البته بگم در کنار این اقایان یقه دریده غمخوار بیمارستان ..بودن پزشکان و پرستاران با وجدانی که بعد از بررسی مدارک صبا و روشن شدن حقانیت ما کمکمان مینمودن و چقدر مردم شریف و عزیز که ما را مورد حمایت مادی و معنوی قرار دادن که ممنون همگی هستیم

بعد از اینکه حال صبا بهتر شد و متوجه هم شدیم پرونده دادگاه را بدون توجه به دلایل و مدارک و شهود ما بدون اطلاع دادن حتی به وکیل صبا بایگانی نموده اند و حتی از چند جا تماس گرفتند و بمن فحاشی نمودن که چرا نامه سرگشاده به رییس جمهور نوشته ای وقاحت به حدی رسیده بود که وکیل بیمارستان در حضور ما و وکیلمان بازپرس را خطاب قرار میداد که مگر قرار نبود این پرونده را بایگانی کنی و رو به ما میکرد و میگفت به حساب شما هم به وقتش بابت این شکایت رسیده میشه تا بفهمید که شکایت چه مرکزی را نباید میکردید و درس عبرت برای دیگران شود………..در یکی از ادارات دولتی  که مسول مستقیم در رابطه با پرونده ما بود علنا بما میگفتن چون از شکایتتان دست بر نمیدارید کاری میکنیم که همین پزشکهایی که حاظر هستن صبا را ویزیت کنن از این کار سر باز بزنند و واقعا کار شکنیهای فراوانی در روند زنده ماندن صبا میکردند و از هیچ کاری کوتاهی نکردن و بازخواست خدا بود که به اختصار بگویم افرادی خداشناس و با وجدان بعد از بررسی کامل مورد ما و صحت و سقم موضوع برایشان و در مواردی هم شاهد ظلمهایی که بر صبا میشد بودن خانواده ما را برای اینکه این چند مدت باقی مانده عمر را در ارامش و به دور از تهدید و حاشیه باشیم از ایران خارج کردن و به قول اقایان به بلاد کفر تحویل دادن تا لااقل در اینجا فقط درد و غصه مان دختری دارای زندگی نباتی و پدری با یک کلیه باشد و درد مضاعفی و تهدید و ارعابی از جانب بعضیها بهمان نشود به وقتش این تشت که پر از مدارک مستند هست را از بام به زیر میندازم تا صدایش به گوش همگان برسد واقای وزیر این وزارتخانه یقه خود رابرای یک سریال ندرد بلکه به وضع موجودبرسد…………….. عکسهای پیوست بیرون بودن شانت از سر..وجود عفونت و به اغما رفتن صبا…تزریق دارو از گردن طی ۴۰ روز در منزل توسط خودمان

12938556560661..2013-12-10 23.11.512013-11-17 22.25.16aa




۲ پاسخ ها به “آنچه از سال ۱۳۹۲ تا خرداد ۱۳۹۳ بر ما گذشت”

  1. نوایی یکی از بندگان خدا گفته:

    سلام
    بنده به طور تصادفی این مطالب رو مطالعه کردم

    برای سلامتی فرزندتان آرزوی سلامتی دارم

    حق یارتان باد

  2. دعاگو گفته:

    سلام، آقای فروزنده در این شب با عظمت ، برای صبای عزیز و تمام صباهای مظلوم سرزمینم عاجزانه طلب شفای کامل نمودم، لطفا از شرایط فعلی صباجان پست بگذارید، نگران هستم

یک پاسخ بنویسید

۱۳۹۴ صبای پدر. wordpress themes .