a

سلام دوست خوبم صباجون حالت چطوره دوست خوبم شنیدم که اومدی تهران خیلی
خوشحال شدم خیلی هم منتظرت بودم که ببینمت ولی نشد از مامان شنیدم که خیلی سریع
اومدی و برگشتی اشکالی نداره حتما دفعه بعد منتظرت هستم باید قول بدی که بیایی پیشم
. مامان میگفت که دکتر خیلی از وضعیتت راضی بوده وقتی شنیدم اشک تو چشام جمع شد
خیلی خوشحال شدم من وقتی میشنوم که روز به روز حالت داره بهتر میشه از خوشحالی
نمیدونم که چکار کنم آخه خیلی منتظرم منتظره روزی هستم که بیایی خونمون تا با هم
بریم پارک بریم شهربازی بریم جاهایی که بهمون خوش بگذره و میدونم که حتما اون روز
میاد شاید
  یک کمی دور باشه ولی حتما اون روز وجود داره . خیلی خیلی دلم واست تنگ شده دوست
داشتم ببینمت ولی نشد اما عیبی نداره قرارمون دفعه بعد
مزاحمت نمیشم دوست کوچک شما نیوشا البته کیمیا هم خیلی سلام میرسونه
یکشنبه ۵/۱۰/۸۹
26Dec
ساعت ۳۰/۱۴ راستی یادم رفت بگم مواظب خودت باش هوا سرده سرما نخوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.